تبلیغات
سینمامحو - فیلم خوب چگونه فیلمی است
 
درباره وبلاگ


نقدهای خود بر فیلمهای ایرانی و خارجی را برایمان بفرستید تا در همین وبلاگ با نام خودتان و در صورت تمایل عكستان انتشار یابد

وبلاگ با 36 زبان مختلف دنیا در اختیار شما می باشد جهت استفاده از هر زبان با كلیك بر روی پرچم آن در بالای صفحه وبلاگ به زبان مورد نظر تغییر خواهد كرد


مدیر وبلاگ : محمد حسین ورشوساز
مطالب اخیر
نظرسنجی
اصلیترین مشکل سینمای ایران به نظر شما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ثبت در لینک دایرکتوری ایران.

سینمامحو
جدیدترین مطالب و عكسها از سینمای ایران و جهان




بسمه تعالی

 

با سلام خدمت خوانندگان گرامی، درعالم هنر بخصوص سینما نظر مطلق در مورد یک فیلم وجود ندارد و انتخاب فیلم خوب و بد سلیقه ای است و هرکس بنابر تفکرات ، تجربیات و مطالعاتی که داشته از منظر خود در مورد یک فیلم اظهار نظر می کند و هیچ فیلمی نیست که همگان مخالف آن یا موافق آن باشند. از نظر بنده هم بعنوان یک علاقه مند به سینما یک فیلم خوب می بایست چهار فاکتور مهم را داشته باشد .

اولین و مهمترین فاکتور جذابیت است . فکر نکنم فیلمسازی پیدا شود که بخواهد فیلمی بسازد  که فقط خود و چند منتقد به تماشای آن بنشینند. جدای از بحث اقتصادی سینما بهرحال فیلمی که ساخته می شود باید دیده شود تا فیلمساز باز خورد و تاثیر کار خود را ببیند ولی متاسفانه خیلی از فیلمسازها فیلم جذاب ساختن را یک تابو می دانند ولی باید قبول کرد که فیلم پرفروش و جذاب ساختن الزاماً بد نیست که عامل اصلی این تفکر اشتباه هم در درجه اول منتقدان سینما هستند . از نمونه های بسیار عالی در سینمای خودمان در تولیدات چند سال اخیر می توان به فیلم های چهارشنبه سوری، آتش بس و دایره زنگی را نام برد و بهترین نمونه خارجی هم قسمت اول فیلم ماتریکس ساخته برادران واچوفسکی است. البته کم نیستند فیلمهایی که دست روی جذابیت های کاذب و دسته پایین می گذارند که آن دیگر فاجعه است.

فاکتور دومی که یک فیلم باید داشته باشد حرف و پیام است. تماشای یک فیلم خوب صرفا پرکردن وقت تماشاگر نیست و باید چیزی به دانسته های او اضافه کند حتی می تواند برای او یک زنگ خطر، یک هشدار اجتماعی و بیداری از خطرات احتمالی باشد که به عنوان نمونه در سینمای خودمان به سه فیلمی که در بالا ذکر شد و دو فیلم گاهی به آسمان نگاه کن و خون بازی را می توان نام برد. از دیگر استفاده هایی که می توان در سینما برد دادن امید به زندگی در جامعه است که در جامعه حال حاضر کشورمان فوق العاده به آن نیازمند است ولی متاسفانه می توان با قاطعیت گفت که اصلاً چنین سینمایی نداریم و فیلمهای تولید شده در سینمای ما بیشتر ترویج دهنده نا امیدی در جامعه است که باز هم باید تاسف خورد که این نوع سینما مورد توجه و استقبال منتقدین است و پایان به اصطلاح هپی اند تابو و به عنوان عیب یک فیلم محسوب می شود و این مسئله نشانگر سواد پایین جامعه شناسی و روان شناسی منتقدان است. از دیگر استفاده های سینما معرفی آداب و رسوم ملت خود به سایر ملل است که متاسفانه در این بخش هم سینمای ما فوق العاده ضعیف است. بیشتر فیلمهایی که  از سینمای ما در جشنواره های خارجی به نمایش درآمده بیشتر  در مورد زندگی روستائیان و حاشیه نشینان به سوزناکترین شکل ممکن است و باعث شناخت در حد صفر تماشاگران آن سوی مرزها از کشورمان می باشد و جالب است که نام این سینما را هم گذاشته اند فرهنگی و هنری که واقعاً خنده دار است. از معدود ترین فیلم های موفق در این زمینه می توان فرش باد را نام برد.

و فاکتور سومی که یک فیلم می بایست داشته باشد و مکمل فاکتور قبلی است پرداخت داستانی سوژه و حرف فیلم است . پیام یک فیلم در یک داستان منسجم است که تاثیر خود را می گذارد که متاسفانه دراین بخش هم سینمای ما مشکلات فراوانی دارد  بالاخص در سینمای تجاری ما اکثر فیلمها پیام خوبی دارند ولی پرداختهای اشتباه و سردستی باعث می شود که فیلمها هیچ تاثیری جز سرگرم کردن تماشاگر نداشته باشند که مقصر ترین افراد در بوجود آمدن این معضل منتقدان هستند که با جدی نگرفتن این سینما  و کوبیدن آن موجب دلسردی فیلمسازان از منتقدین است در نتیجه بخاطر تعدای تمشاگر بیشتر فیلمساز رو به نازلترین احساسات تماشاگر می برد . از نمونه فیلمی را که منتقدین درک نکردن میتوان فیلم نان، عشق و... موتورهزار را نام برد که در عین جذاب بودن هم پیامهای خیلی موثری دارد وهم پرداخت فوق العاده ای ولی در نقدهای که بر این فیلم شد نهایت لطفشان این فیلم را اثری تجاری خوب نامیدن در حالی که این فیلم در زمره نقد اجتماعی از قویترین فیلم های اجتماعی چند سال اخیر سینمای ایران است. بر عکس قضیه هم بطور کامل در سینمای ما قابل مشاهده است که فیلمسازان برای بهتر جلوه دادن فیلمهای خود تا حدی از تماشاگر فرار می کنند که باعث لطمه به فیلم می شوند و فیلمی را که می توانست به فیلمی موفق و عالی شود تبدیل به فیلمی ضعیف و بی تاثیر می کند که بیشتر در کارهای کارگردانان جوان دیده می شود که دراین امر هم بزرگترین مقصر منتقدین است.

و فاکتور چهارم بخش فنی کار است. زمانی یک فیلم تاثیر خود را می گذارد که تمامی عوامل و از همه مهمتر کارگردان و بازیگر کار خود را خوب انجام دهند که متاسفانه کم نیستند فیلمهایی در سینمای ما که به علت ضعف فنی تبدیل به کارهایی ضعیف شده اند که بیشتر در سینمای صرفا تجاری و صرفا جشنواره ای و در صد بالایی از فیلمها و سریالهایی که در تلویزیون ساخته می شوند قابل مشاهده است.

در پایان با آرزوی موفقیت برای سینمایی که با تمام خوبی ها و بدیهایش دوستش داریم این مطلب را به پایان می رسانم.