تبلیغات
سینمامحو - نگاهی به فیلم «آخرین سرقت» ساخته پدرام علیزاده
 
درباره وبلاگ


نقدهای خود بر فیلمهای ایرانی و خارجی را برایمان بفرستید تا در همین وبلاگ با نام خودتان و در صورت تمایل عكستان انتشار یابد

وبلاگ با 36 زبان مختلف دنیا در اختیار شما می باشد جهت استفاده از هر زبان با كلیك بر روی پرچم آن در بالای صفحه وبلاگ به زبان مورد نظر تغییر خواهد كرد


مدیر وبلاگ : محمد حسین ورشوساز
مطالب اخیر
نظرسنجی
اصلیترین مشکل سینمای ایران به نظر شما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ثبت در لینک دایرکتوری ایران.

سینمامحو
جدیدترین مطالب و عكسها از سینمای ایران و جهان





احتمالا وقتی آرش معیریان فیلم «كما» را می‌ساخت فكرش را هم نمی‌كرد كه 2 شخصیت اصلی آن، زمانی به الگوی كلیشه‌ای شخصیت‌پردازی در كمدی‌های تجاری تبدیل شوند. زوج امین حیایی و محمدرضا گلزار در فیلم كما آنقدر موفق بود كه اكنون با گذشت یك دهه از اكران آن فیلم، همچنان زوج‌هایی شبیه آنها را بر پرده سینما می‌بینیم. حتی از خود حیایی و گلزار هم چند بار استفاده شد تا خاطره موفق آن زوج كمدی را تكرار كنند كه آخرین بار در «شیش‌ و بش» بود و البته كمتر از انتظار سازندگان فیلم موفقیت به دنبال داشت. زوج پوریا پورسرخ و نیما شاهرخ‌شاهی در فیلم آخرین سرقت هم نمونه دیگری از تلاش سازندگان فیلم‌های كمدی عامه‌پسند برای بهره‌گیری از جذابیت‌های تجاری این الگوی آشناست.

منبع: جام جم آنلاین

آخرین سرقت، ساخته پدرام علیزاده یك كمدی نه‌چندان خنده‌دار است كه تقریبا به هر وسیله و روشی برای خنداندن مخاطب متوسل می‌شود، اما در نهایت با وجود امتحان همه راه‌های ممكن و به كار گرفتن همه كلیشه‌ها و الگوهای موجود، در مهم‌ترین هدفش كه خنداندن تماشاگر است، موفق نیست. شاید مهم‌ترین دلیل ناكامی‌اش این باشد كه سازندگان آخرین سرقت سعی كرده‌اند همه چیز را قالبی و از پیش تعیین شده برگزار كنند. شخصیت‌ها صاف از دل كمدی‌های تجاری و سریال‌های تلویزیونی عامه‌پسند بیرون آمده‌اند، موقعیت‌ها شبیه فیلمفارسی است و خیلی از وقایع اصلی داستان براساس عنصر تصادف و اتفاق شكل می‌گیرد. مثلا 2 سارق خرده‌پا ناگهان هنگام ماشین‌دزدی با هم آشنا می‌شوند و طوری به هم پیوند می‌خورند كه انگار هر دو دزدی كه همدیگر را در خیابان ببینند باید تا ابد با هم دوست و همراه بمانند. قضیة سرقت از دختر رئیس كارخانه و عشق ناكام یكی از سارقان به صاحب ماشین هم از همین قبیل است و البته دلبستگی سارق دیگر به خواهر همكارش كه بدون هیچ پیش‌زمینه و مقدمه‌ای شكل می‌گیرد. اینها و چند مورد دیگر همگی پیش‌فرض‌ها و حكم‌های فیلمنامه است كه از روی اجبار و بدون مقدمه‌چینی لازم به داستان تحمیل شده‌اند و مخاطب هم باید بدون چون‌وچرا این فرض‌ها و تحمیل‌ها را بپذیرد. بنیان فیلمنامه مثل ساختمان بلندی است كه با قوطی‌های خالی كبریت ساخته شده باشد؛ مرتفع و پیچیده است، اما با یك نسیم فرو می‌ریزد.

همین ساده‌انگاری در شخصیت‌‌پردازی هم دیده می‌شود و البته بازی‌های بسیار ضعیف و سطحی پوریا پورسرخ و نیما شاهرخ‌شاهی هم به ضعف شخصیت‌پردازی دامن می‌زند. یعنی بازیگرهای اصلی هم آنقدر ماهر و مسلط نیستند كه لااقل با بامزگی ذاتی یا مهارتشان در بازیگری بتوانند حفره‌ها و اشكال‌های شخصیت‌پردازی را كمرنگ كنند و عمقی به شخصیت‌های فیلمنامه بدهند. مثلا پورسرخ بازیگر نقش یك جوان جنوب شهری است، اما نه سر و وضعش به این تیپ شبیه است و نه رفتار و عقاید و واكنش‌هایش. از جنوب شهری بودن فقط شل كردن دهان و لهجه لاتی را بلد است و طوری حرف می‌زند كه انگار همه جوانان جنوب شهری لمپن‌های بی‌ادبی هستند كه نه تلفظ واژه‌ها را بلدند و نه لحن درستی دارند. بدتر از همه این‌كه به‌ جای بامزگی، تكیه‌كلام‌های بی‌ادبانه و زشتی می‌پراند كه واقعا بسیاری از آنها قابل نقل نیست. شاهرخ‌شاهی هم نقش جوانی را بازی می‌كند كه مثلا قرار است مكمل شخصیت پورسرخ باشد و رفتارش كمی از او آبرومندتر، اما او هم دست‌كمی از همكارش ندارد. این دو شخصیت كاملا سطحی پردازش شده‌اند و هیچ نشانه‌ای از موقعیت اجتماعی‌شان بروز نمی‌دهند. هر دو انگار تازه از یكی از مهمانی‌های آنچنانی با سر و وضع فشن بیرون آمده‌اند، بی‌ادب و پررو هستند، رفتاری تهاجمی دارند، از سارق بودن فقط افه‌های كلیشه‌ای را نشان می‌دهند و... حتی وقتی ناصر (با بازی پورسرخ) در موقعیتی كاملا جدی و خطرناك قرار دارد و رئیس باند خلافكارها هفت‌تیرش را به سمت سر او نشانه رفته، باز هم دست از مزه‌پرانی برنمی‌دارد و مدام شیرین‌زبانی می‌كند. یا زمانی كه در پایان فیلم ناصر و داوود (با بازی شاهرخ‌شاهی) پس از 2 سال از زندان آزاد می‌شوند، مدل مو و لباس و سر و وضع‌شان با قبل هیچ فرقی نمی‌كند و همچنان موهای‌شان فشن است؛ انگار طی این دو سال در زندان آرایشگر مخصوص داشته‌اند!

از همه بدتر شخصیت مادر ناصر (مریم سعادت) است كه مثلا برای دیدن عروس آینده‌اش به سفر شمال می‌رود تا در راه با فیروزه (خاطره اسدی) همراه باشد و او را سبك و سنگین كند. این یكی از بدترین و زننده‌ترین تصویرهایی است كه تاكنون از مادر ایرانی بر پرده سینما دیده‌ایم. زنی غرغرو، بداخلاق، بی‌ادب و هتاك كه از همان اول با دختر بیچاره سر ناسازگاری دارد و پس از كلی كشمكش و هتاكی و دعوا، در نهایت با مشت و لگد و سیلی به جان او می‌افتد! چرا؟ فقط به این دلیل كه پسرش خواهان این دختر بیچاره شده و از مادرش دعوت كرده او را ببیند و نظرش را بگوید. اصلا چرا یك مادر باید اینقدر بدزبان و بی‌ادب و غیرمنطقی باشد؟ اگر چنین شخصیتی از مادر ایرانی در یك فیلم هالیوودی نشان داده می‌شد مطمئن باشید اعتراض همه ما بلند شده بود و آن را جنایتی نابخشودنی در نظر می‌گرفتیم. بازی مریم سعادت هم به تلخی و زنندگی این شخصیت دامن زده تا مجموعه بازی‌های بد آخرین سرقت كامل شود. البته این تازه غیر از بازی ایرج نوذری است كه به عنوان رئیس خلافكارها كلیشه‌ای‌ترین بازی ممكن را ارائه كرده و مدام ادای مارلون براندو در فیلم «پدرخوانده» را درمی‌آورد. در این میان تنها بازی قابل قبول متعلق به خاطره اسدی است كه مثل همیشه حضوری كنترل‌ شده و خوب دارد. پیداست در بعضی صحنه‌ها تمركز فیلم روی 2 شخصیت اصلی است، اما این خاطره اسدی است كه با بازی خوبش و ریزه‌كاری‌هایی كه ماهرانه به شخصیت اضافه كرده توانسته لااقل تصویری باورپذیر و منطقی از شخصیت فیروزه ارائه كند. البته آخرین سرقت برای خاطره اسدی گامی به جلو محسوب نمی‌شود، ولی در كنار فیلم‌های دیگری كه این اواخر بازی كرده یكبار دیگر نشان می‌دهد این بازیگر جوان توانایی لازم را برای نجات دادن شخصیت‌های سطحی و نیمه‌تمام دارد و حتی در فیلمی ضعیف هم می‌تواند گلیم خودش را از آب بیرون بكشد.

آخرین سرقت، نمونه فیلمی است كه صرفا برای خنداندن و سرگرم كردن تماشاگر ساخته شده، اما بالقوه می‌توانست فیلم بهتری باشد اگر تا این اندازه پسند مخاطب عام را در نظر نمی‌گرفت و به جای متوسل شدن به كلیشه‌های نخ‌نما، قدری خلاقیت و استقلال به خرج می‌داد. حذف شخصیتی مثل جمشید (آرش نوذری) كه فقط برای گنجاندن چند شوخی و كمی مزه‌پرانی به فیلمنامه اضافه شده و چشمپوشی از آن چند سكانس می‌توانست ریتم بهتری به فیلم بدهد و از آشفتگی داستان تا حدی كم كند. آخرین سرقت، یك‌بار دیگر ثابت می‌كند معمولا فیلم‌هایی كه صرفا برای خنداندن یا سرگرم كردن مخاطب ساخته می‌شوند، از رسیدن به این هدف باز می‌مانند.





نوع مطلب : نقد ایرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد حسین ورشوساز
نظرات ()
شنبه 7 مرداد 1396 00:13
Hi there fantastic website! Does running a blog similar to
this take a large amount of work? I've absolutely no expertise in computer programming however I was hoping to start my own blog
soon. Anyway, if you have any suggestions or techniques for new blog owners please share.
I know this is off subject nevertheless I just had
to ask. Kudos!
جمعه 6 مرداد 1396 23:43
Aw, this was a very nice post. Taking the time and actual effort to make a
great article… but what can I say… I put things off
a lot and don't manage to get nearly anything done.
شنبه 31 تیر 1396 13:43
Hello my family member! I wish to say that this article is awesome,
nice written and come with almost all important infos.
I'd like to see more posts like this .
پنجشنبه 1 تیر 1396 23:59
Hi there very nice web site!! Man .. Beautiful ..
Wonderful .. I will bookmark your site and take the feeds additionally?
I am satisfied to seek out a lot of helpful information right here in the post,
we'd like develop more strategies on this regard, thank you for sharing.

. . . . .
چهارشنبه 3 خرداد 1396 19:40
Definitely believe that which you said. Your favourite reason appeared to be at the net the easiest
thing to keep in mind of. I say to you, I certainly get irked whilst
other people consider worries that they just don't recognize about.
You controlled to hit the nail upon the highest and also outlined out the entire thing with no need side-effects , folks can take a signal.
Will likely be back to get more. Thanks
شنبه 30 اردیبهشت 1396 14:27
Hey there I am so grateful I found your website, I really found you by mistake, while I was looking on Bing for something else, Nonetheless
I am here now and would just like to say cheers for a fantastic post and a all round enjoyable blog
(I also love the theme/design), I don't have time to look over it all at the minute but I have bookmarked it and also included
your RSS feeds, so when I have time I will be back to read much more, Please do keep up the superb job.
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 03:13
There is definately a lot to learn about this topic.

I really like all the points you've made.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:03
I take pleasure in, lead to I discovered just what I used to be looking for.
You've ended my four day long hunt! God Bless you man. Have a nice day.

Bye
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر