تبلیغات
سینمامحو - گفت‌وگو با مهراوه شریفی‌نیا، بازیگر سریال «خداحافظ بچه»
 
درباره وبلاگ


نقدهای خود بر فیلمهای ایرانی و خارجی را برایمان بفرستید تا در همین وبلاگ با نام خودتان و در صورت تمایل عكستان انتشار یابد

وبلاگ با 36 زبان مختلف دنیا در اختیار شما می باشد جهت استفاده از هر زبان با كلیك بر روی پرچم آن در بالای صفحه وبلاگ به زبان مورد نظر تغییر خواهد كرد


مدیر وبلاگ : محمد حسین ورشوساز
مطالب اخیر
نظرسنجی
اصلیترین مشکل سینمای ایران به نظر شما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ثبت در لینک دایرکتوری ایران.

سینمامحو
جدیدترین مطالب و عكسها از سینمای ایران و جهان




چه شد پیشنهاد بازی در نقش لیلا را قبول كردید؟

آخرین تجربه بازیگری من در تلویزیون به سه سال پیش در سریال «آشپزباشی» برمی‌گردد. بعد از آن در سریال «قلب یخی» بازی كردم و به همین دلیل كمتر توانستم در تلویزیون حضور داشته باشم به همین دلیل خیلی دوست داشتم در سریال تلویزیونی و البته با سوژه‌ای متفاوت و نو فعالیت كنم. اما وقتی صفحه اول فیلمنامه خداحافظ بچه را خواندم به طور كلی از این كار منصرف شدم، چرا كه نقشی برای من در نظر گرفته شده بود كه مربوط به زنی باردار بود. ابتدا به مهدی بدرلو (مدیر تولید سریال) گفتم من نقش یك زن باردار را بازی نمی‌كنم و به دنبال بازیگر دیگری باشند، اما او از من خواست حداقل خلاصه اولیه فیلمنامه را با دقت بخوانم و بعد تصمیم بگیرم و تاكید كرد قرار نیست لیلا در كل این سریال باردار باشد.

منبع: جام جم آنلاین

من هم به توصیه ایشان خلاصه اولیه و دو قسمت از متن را خواندم و متوجه شدم در مورد نقش لیلا عجولانه قضاوت كرده​ا ​م و به كلی نظرم درباره پذیرش نقش عوض شد. خداحافظ بچه، نگاه كاریكاتورگونه‌ای به معضل بچه‌دار نشدن یك زن دارد و این دید برایم خیلی جالب بود. لیلا نیز نقش محوری و البته بسیار حساس است.

نقش شما به عنوان یك زن آن هم زنی كه از بزرگ‌ترین موهبت، یعنی مادر شدن محروم شده نقش سختی است. شما چطور از پس آن برآمدید؟

به نظر من نقشی خوب از كار درمی‌آید كه اتفاقا سخت باشد و جالب است بدانید تمام جذابیت نقش لیلا برای من همین سختی نقش او بود. البته مطمئن نیستم توانسته‌ام بخوبی از پس این نقش برآیم. اما نهایت تلاش خودم را كرده‌ام و امیدوارم نتیجه راضی‌كننده باشد.

این سختی‌های نقش لیلا كه می‌گویید دقیقا چه مواردی است؟

نقش لیلا تقریبا یكی از سخت‌ترین نقش‌هایی است كه تا به حال بازی كرده‌ام، هم به دلیل فضای طنزی كه در كار وجود دارد و هم به دلیل اغراقی كه قرار است برای این عشق مادری در كار نشان داده شود. این‌كه باید این اغراق را آنقدر خوب بازی كنم كه بتواند انگیزه تغییر رویه لیلا از یك دختر صاف و ساده به یك دزد برای مخاطب باور‌پذیر شود. مسیر خلافی كه لیلا برای به دست آوردن بچه طی می‌كند و تغییر جهت او در زندگی باید آنقدر آرام و پیوسته صورت بگیرد كه مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار كند. یكی از نكاتی كه می‌تواند به این باورپذیری كمك كند، عشق شدید و اغراق‌آمیز لیلا به بچه است. اجرا و به نمایش گذاشتن این اغراق انرژی زیادی از من می‌گیرد. من در طول كار دائم به خودم یادآوری می‌كنم كه باید شوق و علاقه به بچه در نگاهم نیز نمود داشته باشد و حتی یك لحظه هم آن را فراموش نكنم. به نظر من به طور كلی بازی كردن در نقش یك شخصیت عاشق و به نمایش گذاشتن عشق و علاقه زیاد در یك نقش كار سختی است و به تمركز زیادی نیاز دارد. یك مساله دیگر هم بازی گرفتن از نوزاد است. این موضوع كار همه ما بخصوص آقای هادی را خیلی سخت‌تر می‌كند. در طول فیلمبرداری ما با بچه‌های مختلفی كار می‌كنیم و روزهای زیادی به خاطر مشكلات مربوط به خواب، غذا، گریه نوزادان كارمان با تاخیر انجام می‌شود. در كل حضور نوزادان در صحنه فیلمبرداری، مسئولیت بسیار سنگینی را بر همه عوامل تحمیل می‌كند.

بسیاری معتقدند شما بعد از بازی در نقش یك مادر در «ساعت شنی» قابلیت خود را برای بازی در این‌گونه نقش‌ها نشان داده‌اید. خودتان هم فكر می‌كنید دلیل انتخاب شما برای این نقش همین بود؟

نه! به نظرم نقشم در ساعت شنی با خداحافظ بچه هیچ شباهت و ربطی ندارد. مهشید در ساعت شنی دختری از طبقه بسیار محروم جامعه بود كه به خاطر پول مجبور به اجاره دادن رحم خود شده بود. یك دختر جدی و زجر كشیده. موضوع ساعت شنی هم كاملا مربوط به معضلات اجتماعی بود و كلا نگاه تلخی داشت تا آنجا كه به خاطر سیاه‌نمایی ده قسمت از آن حذف شد. اما خداحافظ بچه، روایت ساده، روان و شیرینی دارد. تنها وجه اشتراك لیلا با مهشید باردار بودن او بود كه این مساله یك خصوصیت اخلاقی نیست، بلكه یك قابلیت برای همه زنان هم‌سن و سال من است و قرار نیست این موضوع را كه تنها یك خصوصیت ظاهری در فیلمنامه است، ملاك شباهت بگذاریم.

اصولا این‌جور نقش‌ها درگیری زیادی برای بازیگر ایجاد می‌كند. برای شما هم همین‌طور بود؟ چقدر با نقش لیلا زندگی كردید و رویتان تاثیر گذاشت؟

نكته: نقش لیلا تقریبا یكی از سخت‌ترین نقش‌هایی است كه تا به حال بازی كرده‌ام، هم به دلیل فضای طنزی كه در كار وجود دارد و هم به دلیل اغراقی كه قرار است برای این عشق مادری در كار نشان داده شود​

قرار نیست هر بازیگری در هر نقشی كه بازی می‌كند تحت تاثیر آن قرار بگیرد. فكر می‌كنم در وجود و درون هر زنی حس و علاقه مادری نهفته باشد و تنها اندازه این حس در شرایط و زمان‌های مختلف كم و زیاد است. من برای این نقش به رفتار همه مادرهایی كه تازه بچه‌دار شده‌اند دقت كردم. سعی كردم از آنها الگوبرداری كنم. به نوع ابراز علاقه آنها به بچه و نگرانی‌های آنها و... توجه كردم و از آنها در كارم بهره گرفتم. سعی كردم عشق لیلا به بچه را باور كنم و به او حق بدهم. من همیشه برای همه نقش‌هایم این موضوع را در نظر گرفتم. ابتدا یك گذشته برای نقش می‌سازم و خودم را جای او می‌گذارم و با او همذات‌پنداری می‌كنم تا بتوانم نقش او را باورپذیر و به درستی آن را به بینندگان القا ‌كنم. ولی این‌كه قرار باشد باهر نقشی چیزی در درون من تغییر كند یا تاثیر زیادی روی زندگی من بگذارد را نمی‌پذیرم. اگر این‌طور بود كه من باید با فریده «روز حسرت» معتاد می‌شدم یا اگر روزی نقش دزد واقعی را بازی كنم بعد از آن باید از من ترسید! اما اگر بخواهم از میزان علاقه‌ام به كارم بگویم باید اعتراف كنم با لیلا زندگی می‌كنم و از بازی در این سریال لذت می‌برم؛ چراكه نه‌تنها عاشق نقشم هستم، بلكه كار با كارگردان خداحافظ بچه را بسیار دوست دارم. آقای هادی كارگردان بسیار خلاق، باانرژی و خوش‌خلقی است. هوش و نكته‌بینی او در كار باعث می‌شود درصد خطای بازیگر هنگام ایفای نقش خیلی پایین بیاید. همین‌طور آقای سلامی، تصویربردار خداحافظ بچه كه نگاه بسیار هنرمندانه و دقیقی به همه چیز دارد و او هم به نوبه خودش در طول تصویربرداری كمك‌های زیادی به ما می‌كند. من از بودن در این پروژه بسیار خوشحالم؛ چرا كه گروه خداحافظ بچه خیلی باانگیزه هستند و این موضوع باعث می‌شود من هم هر روز با انرژی‌تر سر صحنه بیایم.

از نظر شما مهم‌ترین نكته‌ای كه باعث جذابیت خداحافظ بچه و محبوبیت آن در بین مردم شده است، چیست؟

من فكر می‌كنم جدای از مسائل فنی و هنری، مسائل دیگری هم در جذابیت یك سریال در بین مردم تاثیر می‌گذارد. من عمیقا باور دارم در هر كاری انرژی پشت دوربین كاملا به جلوی دوربین ​منتقل می‌شود و گروه خداحافظ بچه اینقدر خوب و یكدست بود كه اگر محبوبیتی به دست آمده باشد نتیجه انتقال انرژی قلبی همه گروه در این سریال است. البته این نكته را هم باید یادآوری كنم كه اگر انتخاب‌های خوب و دقیق و همفكری‌های آقایان هاشمی، افخمی و هادی نبود هیچ وقت چنین تیم باانگیزه‌ای به وجود نمی‌آمد. مدیریت قوی نیز در طول كار باعث شد چهار ماه كار به خوبی پیش برود.

تجربه بازی مقابل آتیلا پسیانی و شهرام حقیقت دوست چطور بود؟

متاسفانه تا الان سعادت بازی در مقابل آقای پسیانی را در این سریال نداشته‌ام. همكاری با شهرام حقیقت‌دوست هم تجربه خیلی خوبی بود. حقیقت‌دوست بازیگر بسیار توانا و پرشوری است. همیشه ایده‌های جدید و جذابی دارد. مهم‌ترین ویژگی او این است كه صحنه را دقیق می‌فهمد و برای باورپذیرتر شدن روابط بین لیلا و مرتضی نكته‌های بكر و منحصربه‌فردی پیشنهاد می‌كند.

یكی از ویژگی‌های لیلا و مرتضی صمیمیت و باورپذیر بودن روابط آنهاست. شما چطور توانستید این هماهنگی را ایجاد كنید؟

در واقع اولویت ما در كار این بود كه نقش یك زن و شوهر طبیعی و قابل باور را بازی كنیم و در مرحله دوم به فردیت نقش خود فكر ‌كنیم. می‌خواهم بگویم مرتضی و لیلا باید با هم یك كلیت باورپذیر را به بیننده القا می‌كردند و در درجه بعدی خود لیلا و مرتضی به تنهایی اهمیت داشت. غیر از بخش‌هایی كه این دو دزدی می‌كنند واقعا سعی كردیم الگوی یك خانواده خوب در بین زوج‌های جوان باشیم. به نظر من برای این‌كه یك فیلم باورپذیر و جذاب شود، یك بازیگر باید منیت و فردیت خودش را فراموش كند و تنها به درست نمایش داده شدن و القای درست پیام یك سكانس فكر كند. در این شرایط اگر بازیگر مقابل این نكته را رعایت نكند و هماهنگی لازم بین آن دو به وجود نیاید كار سخت می‌شود و آن سكانس آن‌طور كه باید درنمی‌آید.

مهراوه فردوسی / گروه رادیو و تلویزیون





نوع مطلب : گفتگو ایرانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: نویسنده : محمد حسین ورشوساز
نظرات ()
شنبه 31 تیر 1396 05:00
Greetings from Los angeles! I'm bored to tears at work so I
decided to check out your blog on my iphone during lunch break.
I really like the knowledge you provide here and can't wait to
take a look when I get home. I'm amazed at how quick your blog loaded on my phone
.. I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, superb site!
چهارشنبه 21 تیر 1396 07:34
Heya i'm for the first time here. I found this board and
I find It truly useful & it helped me out much. I
am hoping to offer something back and aid others such as you
aided me.
شنبه 9 اردیبهشت 1396 01:31
I know this if off topic but I'm looking into
starting my own blog and was curious what all is needed to get set up?
I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?
I'm not very internet savvy so I'm not 100% certain. Any suggestions or advice would be greatly appreciated.
Cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر