تبلیغات
سینمامحو - نقد و بررسی فیلم Lawless (یاغی) نوشته جیمز براردینلی
 
درباره وبلاگ


نقدهای خود بر فیلمهای ایرانی و خارجی را برایمان بفرستید تا در همین وبلاگ با نام خودتان و در صورت تمایل عكستان انتشار یابد

وبلاگ با 36 زبان مختلف دنیا در اختیار شما می باشد جهت استفاده از هر زبان با كلیك بر روی پرچم آن در بالای صفحه وبلاگ به زبان مورد نظر تغییر خواهد كرد


مدیر وبلاگ : محمد حسین ورشوساز
مطالب اخیر
نظرسنجی
اصلیترین مشکل سینمای ایران به نظر شما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ثبت در لینک دایرکتوری ایران.

سینمامحو
جدیدترین مطالب و عكسها از سینمای ایران و جهان




 

فیلم «یاغی/ Lawless» در موقعیت مخاطره آمیزی قرار دارد. این درام پرتنش و خشونت آمیز برای تماشاگران عادی فیلم های اکشن/تریلر بیش از حد عمیق و هشیارانه است و برای مخاطبین سینمای هنری بیش از حد سرزنده و پر شور و حال است و به همین دلیل بایستی برای یافتن جایگاه خود میان مخاطبان تلاش زیادی انجام دهد. داستان فیلم، روایتی دستکاری و داستانی شده از زندگی پدر بزرگ «مت باندورانت/Matt Bondurant» رمان نویس معروف است.

منبع: سایت نقد فارسی

پدربزرگ او یکی از قاچاقچیان مشروب دوران ممنوعیت الکل در ویرجینیا بوده و در راه پیشه ی خود مبارزات زیادی انجام می دهد. «یاغی» فیلمی پر تنش و مجذوب کننده است که لحظه هایی از سبک سری و شوخ طبعی، طنز تلخ تر و ماجراهای عاشقانه را نیز در خود جای می دهد. داستان های فرعی بی فرجام و فقدان تمرکز و یکپارچگی در 30 دقیقه ی پایانی فیلم از نواقص آن به شمار می روند، اما فیلم در کلیت خود به حد قابل توجهی برتر از آن چیزی ست که بیننده از یک فیلم اکران شده در اواخر ماه آگوست انتظار دارد. «یاغی» فیلم خوش ساختی ست که لیاقت دارد بیشتر از آنچه در حال حاضر جریان دارد، به آن توجه شود.

قدرت گروه بازیگران که توسط کارگردان اصالتاً استرالیایی فیلم «جان هیلکات/John Hillcoat» گرد هم جمع شده اند، چشم نواز و خیره کننده است. در این فیلم با گروهی از بازیگران ناشناس، بازیگران سابقاً مشهور که دیگر قدرت بازیگری خود را از دست داده اند، و یا آنهایی که هرگز در دنیای بازیگری به جایی نمی رسند، طرف نیستیم. «شیا لبوف/ Shia LaBeouf» که شهرت او به عنوان یک بازیگر با بازی کردن در چندین فیلم موفق تجاری اما بی مایه و سطح پایین لکه دار شده بود (سه فیلم Transformers و آن قسمت از Indiana Jones که هیچ کس دلش نمی خواهد به یاد بیاورد)، با بازی در این فیلم به مخاطب یادآوری می کند که چرا در یک دوره ای احترام بالایی برایش قائل بودند. «تام هاردی/ Tom Hardy » و «گری اولدمن/ Gary Oldman » درست قبل از به هم پیوستن مجدد برای بازی در «شوالیه تاریکی برمی خیزد/The Dark Knight Rises» در این فیلم ظاهر شدند. «جسیکا چستین/Jessica Chastain » در این نقش که احتمالاً برهنه ترین نقش او تا زمان حاضر است، کماکان در مقابل کلیشه شدن و بازی در نقش های تکراری می ایستد. به این اسامی «گای پیرس/Guy Pearce » در نقش فوق العاده ی یک آدم چاپلوس و سادسیت (مبتلا به بیماری دگرآزاری) و «میا واسیکوسکی/Mia Wasikowski» را که متأسفانه به خوبی از حضورش استفاده نشده است را هم اضافه کنید و آن وقت افراد لازم برای تشکیل یک گروه بی نظیر در دسترس شما خواهند بود. فیلمنامه ی «نیک کیو/Nick Cave» (تاحد زیادی) ارزش این همه استعداد را که دور هم جمع شده اند دارد.

داستان در طول دهه ی 1930 در یک شهر دورافتاده در فرانکلین کانتی از ایالت ویرجینیا اتفاق می افتد. برادران باندورانت، جک ترسو (لبوف)، فارستِ کم حرف (هاردی) و هاوارد دیوانه (جیسون کلارک/ Jason Clarke) تنها قاچاقچیان مشروب منطقه نیستند اما از همه حرفه ای تر و مورد احترام ترند. با سر رسیدن چارلی ریکز (پیرس) امرارمعاش برادران باندورانت به خطر می افتد. او معاون ویژه ای ست که از شیکاگو به ویرجینیا آمده تا مقابل افرادی که قانون کشور را زیرپا می گذارند بایستد. البته معنی اصلی حضور او این است که کسانی که حق الزحمه ای به معاون بدهند مجاز هستند به کار قاچاق مشروب خود ادامه بدهند، در حالیکه کسانی که اینکار را نکنند، کار و کاسبی شان به شکلی وحشیانه تعطیل می شود. برادران باندورانت حاضر نمی شوند مقابل ریکز کوتاه بیایند و سرسختی و کله شقی آنها مقدمات بروز یک جنگ را ایجاد می کند.

مانند اغلب فیلم های گانگستری مربوط به دوره ی افسردگی عظیم (مربوط به خشکسالی دهه ی 20 و 30)، قانون شکنان قهرمانان داستان هستند و مأمورین قانون در قالب شخصیت های منفی ظاهر می شوند. فیلم «یاغی» با احساساتی نشان دادن برادران باندورانت و یا سبک زندگی شان، وارد بیراهه نمی شود. هنگامی که موقع خونریزی و کشتار می رسد، آنها می توانند درست به اندازه ی دشمنانشان شرور و وحشی باشند. با اینحال، هر چقدر هم که آنها گاهی اوقات بد باشند، ریکز چندین مرتبه بدتر و جانی تر است. او از آن نوع شخصیت های منفی پست و هرزه است که مخاطبان عاشق این هستند که ازش متنفر شوند. چنین نقشی به مقداری اغراق در بازی نیاز دارد و پیرس به خوبی می داند تا چه حد در این مسیر پیشروی کند که حس تهدید کنندگی و خطرناک بودن شخصیت را بزرگنمایی کند، بی آنکه آن را به یک کاریکاتور و شخصیت مضحک تبدیل کند.

صحنه های خاصی از فیلم با حجم بسیار بالا و تقریباً غیرقابل تحملی از تنش پرداخت شده اند، به خصوص موقعی که نبردهای تلافی جویانه ی پی در پی شروع می شوند. کسی که در این آتش جنگ بین طرفین گیر افتاده، مگی بیفورد (چستین) است. او رقاصه ی زیبارویی ست که از شیکاگو به فرانکلین کانتی گریخته تا از آن نوع خشونتی فرار کند که به عنوان معشوقه ی فارست، مدام درگیر آن می شود. ماجرای مربوط به او، مانند سایر ماجراهایی که مماس با داستان اصلی پیش می روند، به دلیل مقتضیات یک فیلم با مدت زمان زیر دو ساعت، به شکلی غیر منطقی جمع شده است. رابطه ی عاشقانه ی جک با دختر یک کشیش (واسیکوسکی) آنقدر بی مایه و زائد است که میتوان گفت هیچ چیزی به بار عاطفی و کشش عاشقانه ی فیلم اضافه نمی کند. بر خلاف این دو، نقش گری اولدمن چیزی بیش از یک حضور افتخاری طولانی شده است. داستانی که احتمالاً به کتاب « The Wettest County in the World» مربوط است، در راه تبدیل شدن به یک اثر سینمایی، کمی بیش از حد کوتاه و خلاصه شده است و تماشاگر در حالیکه دلش می خواهد چیزهای دیگری هم از سرنوشت شخصیت ها می فهمید، ناکام بر روی صندلی خود می ماند.

پایان بندی فیلم آنچه را می خواهیم نصیبمان می کند اما با ایما و اشاره و این حس وجود دارد که برای رسیدن به این لحظه، در صحنه های قبلی بیش از حد طفره رفته اند و کار را به درازا کشانده اند. فیلم، بیشتر دو ساعت زمان نمایش خود را برای رسیدن به یک نقطه ی اوج اجتناب ناپذیر صرف می کند، اما هنگامی که به این نقطه ی اوج می رسیم، روش گره گشایی آن به نوعی سردستی انجام شده است و آنقدر که قابلیت آن را داشت، راضی کننده نیست. سخن آخر فیلم، گرچه خوشایند است، اما یک یا دو دقیقه بیش از آنچه باید، طول می کشد. در کل، نواقصی از این دست نمی توانند تأثیر زیادی در شدت تماشایی بودن فیلم «یاغی» بگذارند. «یاغی» از آن نوع فیلم هایی ست که بیننده به سختی می تواند به مخیله اش راه بدهد که حتی برای کاری ضروری چند دقیقه از سالن خارج شود. فیلم از نقش آفرینی های درجه یک، فیلمنامه ای قوی، و مقدار زیادی صحنه های مربوط به برهنگی و خشونت بهره می جوید تا حتی توجه بی حال ترین تماشاگران را هم به خود جلب کند.

این یکی از آن فیلم های مختص بزرگسالان است که با در نظر گرفتن شرایط جامعه که تنها فیلم های PG-13 می توانند اکران موفق داشته باشند، کم کم از سالن های سینما خارج شده و برای پخش به شبکه های کابلی تلویزیون فرستاده می شود. «یاغی»، با تصویری که از آن دوره ی خاص تاریخی ترسیم می کند، و شخصیت های فوق العاده تأثیرگذار و متفاوت اش، لایق آن است که بر روی پرده ی سینما دیده شود. در یک محفل کوچک و خودمانی، ممکن است تأثیر آن، مانند اندازه ی تصاویرش کاهش پیدا کند.

مترجم: الهام بای

اختصاصی نقد فارسی





نوع مطلب : نقد خارجی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 شهریور 1391 :: نویسنده : محمد حسین ورشوساز
نظرات ()
چهارشنبه 28 تیر 1396 23:19
Have you ever considered about adding a little bit more than just your articles?
I mean, what you say is valuable and everything.
But think about if you added some great images or videos to give your posts more, "pop"!
Your content is excellent but with pics and clips, this site could certainly be
one of the greatest in its niche. Awesome blog!
یکشنبه 4 تیر 1396 21:33
I drop a leave a response each time I especially enjoy a article on a site or I have something to add
to the discussion. It is triggered by the sincerness displayed in the article I browsed.
And after this post سینمامحو - نقد و بررسی فیلم Lawless (یاغی) نوشته جیمز براردینلی.
I was moved enough to drop a thought :-P I
do have a couple of questions for you if you do not mind.
Could it be only me or does it look like a few of the
remarks appear like they are left by brain dead visitors?
:-P And, if you are posting on other online social sites, I would like to keep up with anything fresh you have to post.

Would you list every one of all your public sites like your
Facebook page, twitter feed, or linkedin profile?
شنبه 30 اردیبهشت 1396 19:40
This design is spectacular! You most certainly know how
to keep a reader entertained. Between your wit and your
videos, I was almost moved to start my own blog (well, almost...HaHa!) Great job.
I really loved what you had to say, and more than that, how you presented it.
Too cool!
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 04:31
For most up-to-date information you have to pay a quick visit world-wide-web and on internet I found
this site as a finest website for most recent updates.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 02:37
I enjoy what you guys are up too. This kind of clever work and reporting!
Keep up the amazing works guys I've added you guys to blogroll.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر