تبلیغات
سینمامحو - نقد و بررسی فیلم اطلس ابر ( Cloud Atlas ) نوشته میثم کریمی
 
درباره وبلاگ


نقدهای خود بر فیلمهای ایرانی و خارجی را برایمان بفرستید تا در همین وبلاگ با نام خودتان و در صورت تمایل عكستان انتشار یابد

وبلاگ با 36 زبان مختلف دنیا در اختیار شما می باشد جهت استفاده از هر زبان با كلیك بر روی پرچم آن در بالای صفحه وبلاگ به زبان مورد نظر تغییر خواهد كرد


مدیر وبلاگ : محمد حسین ورشوساز
مطالب اخیر
نظرسنجی
اصلیترین مشکل سینمای ایران به نظر شما چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ثبت در لینک دایرکتوری ایران.

سینمامحو
جدیدترین مطالب و عكسها از سینمای ایران و جهان





رمان « اطلس ابر » در سال 2004 در آمریکا منتشر شد و توانست موفقیتی بی نظیر برای نویسنده اش یعنی دیوید میچل به ارمغان بیاورد. « اطلس ابر » سومین کتابی بود که میچل آن را به رشته نگارش درآورده بود و در آن چندین داستان مختلف را روایت می کرد که همگی به طور مستقیم به یکدیگر ارتباط داشتند. جذابیت نگارشی و توصیفات و مفاهیم زیبایی که میچل در هنگام نوشتن این کتاب بکار گرفته بود، سبب شد تا وی جایزه ارزشمند بریتیش بوکز را از آن خود کند و این کتاب نیز تبدیل به یکی از پرفروش ترین های سال شد. پس از موفقیت جالب توجه کتاب « اطلس ابر » ، برادران واچوفسکی ( البته در آن زمان برادران بودند ولی الان باید به آنها خانم و آقای واچوفسکی گفت! ) که در آن دوران فیلم جدیدشان در مقام نویسندگی یعنی « کین مثل کین خواهی / V for Vendetta » به تازگی اکران شده بود، با جدیت تصمیم گرفتند تا نسخه سینمایی این کتاب که به نظر می رسید بسیار هم کار مشکلی باشد را هرطور که شده بسازند و برای اینکار با ناتالی پورتمن هم وارد مذاکره شده بودند.

منبع:سایت مووی مگ

اما مراحل پیش تولید بسیار طولانی شد و چند سالی طول کشید تا خودِ واچوفسکی ها دوباره با جدیت به دنبال ساخت این فیلم بروند که در نهایت با حضور کارگردان سوم به نام تام تایکور، بالاخره فیلم در مرحله تولید قرار گرفت و حالا هم به اکران عمومی در آمده است.

« اطلس ابر » چندین داستان مختلف در بازه های زمانی متفاوت را به تصویر می کشد که همگی آن بطور مستقیم به یکدیگر مرتبط هستند. اولین داستان درباره یک برده ( دیوید جیاسی ) است که در سال 1849 بصورت مخفیانه وارد یک کشتی می شود و در آنجا با یک حقوقدان به نام آدام ( جیم استارگس ) که مخالف برده داری آشنا می شود و.. داستان بعدی مربوط به یک موسیقی ساز جوان به نام رابرت ( بن ویشاو ) است که در سال 1931 برای فراگیری موسیقی نزد یک استاد کهنه کار و بداخلاق به نام ویویان ( جیم برودبنت ) می آید و تمام زندگی اش را معطوف ساخت قطعه ای به همراه استاد می کند اما در ادامه مشکلاتی بوجود می آید، سومین داستان مربوط به یک روزنامه نگار خانم به نام لویزا ری ( هالی بری ) است که در 1973 در شهر سان فرانسیسکوی آمریکا درگیر مسائل یک نیروگاه هسته ای و فسادهای موجود در آن می شود و زندگی اش به مخاطره می چراکه مدیر تاسیسات هسته ( هیو گرانت ) از جمله افرادی است که اصلاً دلش نمی خواد یک خبرنگار سر از کار مجموعه تحت امرش در بیاورد و هرکاری هم برای جلوگیری از دسترسی او به اطلاعات محرمانه انجام می دهد و... داستان بعدی در سال 2012 و در کشور انگلستان اتفاق می افتاد. این داستان مربوط به یک ناشر کتاب به نام تیموتی کاواندیش ( جیم برودبنت ) است که به نظر می رسد آسایشگاه سالمندان مقصد نهایی او برای زندگی باشد ، اما وی هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن دارد و قصد ندارد به این زودی ها در گوشه ای افتاده و منتظر مرگ باشد. داستان دیگر در سال 2144 اتفاق می افتد. در این سال دیگر خبری از برده داری سنتی نیست و بجای آن با استفاده از مهندسی ژنتیک اقدام به ساخت کارگر برای فعالیت های تولیدی ها می کنند. این انسانهای کلون شده تنها برای سرویس دادن به انسانها بوجود آمده اند و مشخصاً هیچ اطلاع دقیقی از زندگی که در بیرون از کارخانه ها و رستوران ها وجود دارد، ندارند. اما یکی از این تولیدات کلون شده به اسم سانمی 451 به دلیل اتفاقاتی که برایش رخ می دهد، با محیط بیرون از رستوران آشنا می شود و... آخرین داستان هم در سال 2321 رخ می دهد که در جریان آن یکی از آخرین بازماندگان تمدن پیشرفته انسانی به نام مرونیمن ( هالی بری ) از یک فرد محلی به نام زاخاری ( تام هنکس ) در خواست می کند تا به او برای فرستادن یک پیام به فضا برای کمک گرفتن از آنها برای نجات نسل بشر کمک کند. زاخاری علی رغم تمام خطرهایی که می داند می تواند زندگی او را نابود کند، به مرونیمن کمک می کند و...

تماشای « اطلس ابر » همانند گوش سپردن به یک شعر زیبا در وصف انسانیت است. شاید بتوان گفت که « درخت زندگی » به کارگردانی ترنس مالیک، سال گذشته توانست به میزان قابل توجهی یک شعر زیبای انسانی را در قالب یک فیلم سینمایی به صنعت سینما هدیه کند و با آن نماهای خارق العاده از طبیعت، به خوبی حس زندگی را به تماشاگر منتقل کرد، اما « اطلس ابر » از جهات مختلف، یک اثر به شدت تاثیر گذار تر به نسبت « درخت زندگی » است. در « اطلس ابر » علناً نشانی از علائم سینمای عامه هالیوود به چشم نمی خورد و اینبار در اصل ما با مجموعه نقاشی هایی روبرو هستیم که با زبان هنر و حضور ستارگان مطرح هالیوود، متحرک شده و جان گرفته اند. شاید « اطلس ابر » در نگاه اول فیلمی خسته کننده و پیچیده به نظر برسد که سعی دارد با زبان عارفانه ، زیبایی های این جهان و تصمیمات درست و اشتباه انسانها را در قبال تغییرات این گیتی به تصویر بکشد، اما بدون شک اگر اهل هنر و زیبایی شناسی باشید، می توانید عاشق این فیلم باشید و از داستان یکدست و زیبایش لذت ببرید. در وهله اول این سوژه که تصمیم انسانها مسبب وضعیت زندگی فردای آنهاست، به شدت جذاب و هیجان انگیز تداعی می کند و قادر است تا تماشاگر سخت گیرش را مجاب به قبول این موضوع کند که قرار هست پس از تماشای فیلم تا مدتها به فکر فرو رود. البته تماشاگر ساده پسندتر صنعت سینما، بدون شک انتظار دارد این سوژه جذاب در فرمت رایج کنونی سینما به تصویر کشیده شود تا او راحت تر بتواند با آن ارتباط برقرار کند که در این مورد باید متاسفانه عرض کنم که « اطلس ابر » به هیچ عنوان متعلق به بدنه سینمای هالیوود نیست و یک اثر کاملاً مستقل است. « اطلس ابر » اثری به شدت تکان دهنده برای آن دسته از مخاطبینی است که از جریان عامه سینما خسته شده اند و فیلمهای مستقل کم هزینه و اغلب با موضوعات محدود روابط انسانی هم این روزها آنان را راضی نمی کند. « اطلس ابر » اثری جاه طلبانه است که با بودجه ای هنگفت ساخته شده و اینبار تکنولوژی و جلوه های ویژه پر هزینه، به دور از دستان استودیوهای اغلب سلطه طلب و بی هنر هالیوود، مستقیماً در اختیار فیلمسازانی قرار گرفته که قصد داشته اند تصویری هنرمندانه از ارزش زندگی سالم را با تمام جزییات ممکن برای مخاطبین اصلی سینما که عاشقانه استعاره ها را دوست دارند، مجسم کنند.

هر کدام از 6 داستانی که در در بازه های متفاوت زمانی روایت می شوند،داستان زندگی یکی از ماهاست. یکی علیه ناعدالتی خروش می کند، یکی علیه نا ملایمتی های انسانی زمانه می ایستد و مرز می شکند، یکی جاه طلبی اش سبب تحریک خوی وحشی گری اش می شود، یکی از قالبی که برای او تعریف شده خارج می شود و دنیای پیرامونش را بسیار زیباتر از آنچه که برایش متصور می شدند می یابد و... باید بگویم که این 6 داستان متفاوت ( که البته باید بگویم جهش مداوم آنها به گذشته و آینده شاید کمی باعث گیج شدن مخاطب شود ) به بهترین نحو ممکن برای تماشاگر بازگو شده اند و مدت زمان 3 ساعته این فیلم نیز فرصت کافی را در اختیار سازندگان گذاشته تا شخصیت های داستان را با جزییات کامل به مخاطب معرفی کند. 6 داستانی که در « اطلس ابر » روایت می شوند، همگی دارای جزییات فراوان و مهمتر از همه، دارای نشانه هایی انسانی هستند که در لایه های زیرین فیلمنامه پنهان شده اند و سه کارگردان این فیلم در بهترین زمان ممکن یعنی وقتی که تماشاگران محو زیبایی های بصری فیلم شده اند، این پیامهای زیبای انسانی را به تماشاگر منتقل می کنند که در نوع خودش تاثیرگذار ترین روش به حساب می آید. جذاب ترین و البته طولانی ترین این اپیزودها مربوط به سانمی 451 هست که در سئول سال 2144 در یک حکومت دیکتاتوری اتفاق می افتد. در این اپیزود ما با افرادی مواجه می شویم که ضد سیستم رفتار می کنند و با رفتار خشنی هم مواجه می شوند، اما دنیای جدید آنها ( که شاید برای امروز من و شما بسیار ساده و کسل کننده باشد ) به قدری جذاب و هیجان انگیز است که آنها در آن غرق می شوند و کسی هم قادر به بازگردانی آنان به دخمه تعیین شده ای که پیش از این در آن زندگی می کردند نیست. این اپیزود به لطف فیلمنامه حساب شده و بازی عالی دو بازیگرانش ( دونا بای و جیم استارگس ) یکی از بهترین اپیزودهای این فیلم می باشد که ارزش فنی بسیار بالایی هم دارد.اما بدون شک تاثیر برانگیز ترین داستان فیلم، مربوط به اپیزود آخر یعنی داستان زاخاری و مرونیمن است که حرف های زیبای بسیار زیبایی در وصف انسانیت و لزوم توجه به زیبایی جهان و تصمیمات درست و یا غلط آنها بیان می کند. تام هنکس و هالی بری در این داستان بهترین حضور را در فیلم تجربه کرده اند و دیالوگ های پرمعنا و تاثیر برانگیز این دو نیز شاید تلنگری به نسل کنونی ما باشد که پیوسته در حال نابودی جهان به منظور راحتی کنونی اش است. در این اپیزود ما با ویرانه ای مواجه هستیم که مسبب اصلی بوجود آمدن آن، تصمیمات شاید کوچک امروزمان بوده که در نهایت منجر به خلق این فاجعه شده باشد.

ساخت یک فیلم خارج از بدنه هالیوود با این عظمت و جسارت، اتفاقی است که شاید تا سالها کسی جرئت به تصویر کشیدن مجدد آن را به خود ندهد. « اطلس ابر » مشخصاً هنری ترین فیلم سال است که علاوه بر فیلمنامه معنوی و جذابش، ارزش فنی بسیار بالایی هم دارد می تواند در چندین رشته از جمله « گریم ، فیلمبرداری ، صداگذاری و جلوه های ویژه » در فصل اهدای جوایز اسکار، حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد. برای کسانی که حوصله لازم برای تماشای یک فیلم تماماً هنری را ندارند، « اطلس ابر » مطمئناً تجربه ای بسیار آزاردهنده و خسته کننده خواهد بود که در نهایت به گفتن جمله :« این دیگه چه مزخرفی بود!؟ » ختم خواهد شد! اما برای تماشاگرانی که علاقه وافری به تماشای نقاشی های طبیعی در قالب هنر هفتم دارند، تماشای « اطلس ابر » یک نعمت ارزشمند خواهد بود که شاید حتی با چندین و چند بار مشاهده دوباره آن هم  نتوان اشراف کاملی به آن پیدا کرد.

تاثیر برانگیزترین جمله فیلم به انتخاب من ، جمله ای است که سانمی آن را اینطور بیان می کند: « زندگی ما فقط مال خود ما نیست. از آغاز تولد تا زمان مرگ، ما به تصمیمات و رفتارهایی که انجام می دهیم وابسته هستیم. هر جنایت یا رفتار خوبی که در زندگی انجامش می دهیم، سبب می شود تا آینده ما برساس آن بنا شود »

  55     تصاویر این فیلم را در صفحه فیس بوک سینمامحو مشاهده فرمایید           





نوع مطلب : نقد خارجی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 آبان 1391 :: نویسنده : محمد حسین ورشوساز
نظرات ()
جمعه 6 مرداد 1396 23:50
Very energetic article, I loved that a lot. Will there be a part 2?
جمعه 6 مرداد 1396 22:30
It's really a cool and helpful piece of information. I'm happy that
you shared this helpful information with us. Please stay us up to date like this.
Thanks for sharing.
جمعه 30 تیر 1396 11:52
What's up to all, how is the whole thing, I think
every one is getting more from this website, and your views
are nice in support of new visitors.
پنجشنبه 22 تیر 1396 04:45
Hello I am so glad I found your blog page, I really found you by error,
while I was researching on Askjeeve for something else, Regardless I am here now and would just like to say
thank you for a fantastic post and a all round thrilling blog (I also love
the theme/design), I don’t have time to read it all at the minute but I have saved it and also added in your RSS
feeds, so when I have time I will be back to read a great deal more, Please do keep up the great b.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 03:54
Hello, after reading this remarkable piece of writing i am too happy to share my knowledge here with mates.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:05
I do not even know the way I ended up right here, however I assumed this submit
was once great. I don't realize who you are but certainly you are going to a famous blogger in case you aren't
already. Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر